2: روزنامه جهان Ù�وتبال يك مقاله Ù�وق العاده با عنوان ( چيرو Ùˆ تØÙˆÙ„ات اجتماعي ايران) در شماره 40 خودش داره كه بد نديدم قسمتهاي از اون رو بيارم:
... نگاه امروز ما به Ù�وتبال Ùˆ يا هر چيز ديگر همان نگاهي نيست كه يك دهه پيش يا ØØªÙŠ Ú†Ù†Ø¯ سال پيش داشتيم، امروز ما جور ديگري نگاه مي كنيم Ùˆ جور ديگري Ù�كر مي كنيم Ùˆ بلاژويچ زماني به ايران امد كه اين تØÙˆÙ„ اغاز شده بود.
دليل اينكه امروز پس از شكست تيم ملي در راه جام جهاني بلاژويچ هنوز از اعتبار اجتماعي در نزد ايرانيان برخوردار است را نبايد در واژه هايي از اين دست دانست: او خارجي است ، رنگ چشمها و مو هايش با ما �رق مي كند!!!
... دليل Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ÙŠØª چيرو انرژي است كه در ØØ±Ù�ها Ùˆ رÙ�تار وي نهÙ�ته است.
... امروز نگاه ما عوض شده ، و اين گونه است كه مي گوئيم بلاژويچ خوشبخت است كه در �ضاي تازه سرزمين ما زندگي مي كند.
اگر هنوز هستند كساني كه نگاه ديگري دارند- (‌ Ùˆ نه نظر ديگري)-اÙ�كار عمومي Ùˆ ØµØ§ØØ¨Ø§Ù† نگاه تازه هم هستند Ùˆ ØØ¶ÙˆØ±Ø´Ø§Ù† موثرتر است.
بلاژويچ مي ماند Ùˆ ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø± برود ØŒ مي دانيم كه براي ماندنش هم استدلال منطقي داريم Ùˆ هم Ù�اكتورهاي ديگري كه انرژي چيرو Ùˆ Ù�ضاي تازه سرزمين ما پديد اورده است.
امروز چشمان ما تØÙˆÙ„اتي را مي بيند كه سالها به دنبالش بوديم.....
تØÙˆÙ„اتي كه چيرو قادر است انها را بوجود اورد، Ù�قط در شكل Ù�وتبال ما نيست، بلكه در Ù…ØØªÙˆØ§ نيز تاثير گذار است.
3: ا�. بي .اي مي گويد او اولين هواپيمايي را هدايت مي كرد كه به برجها برخورد كرد.
Ù…ØÙ…د عطا، دانشجويي ساعي ،تروريستي بي رØÙ…ØŒ مسلماني بنيادگرا، جواني تودار، مردي بي Ø§ØØ³Ø§Ø³ Ùˆ نهايتا كوهي از تناقض!
درسال 1968 در دلتاي نيل از پدر Ùˆ مادري ØªØØµÙŠÙ„ كرده متولد شد.
پدرش مي گويد:اين بچه Ù�وق العاده بود،هميشه خنده به لب داشت Ùˆ ارام Ùˆ زØÙ…تكش بود.
پس از اخذ ديپلم، در رشته معماري به ØªØØµÙŠÙ„ مي پردازد Ùˆ سرانجام با پذيرÙ�ته شدن در دانشگاه هامبورگ به المان مي رود.
استاد شهرسازي اين دانشگاه به ياد مي اورد: از ابتداي ورود الماني را خوب ØµØØ¨Øª مي كرد ØŒ سخت كوش Ùˆ جدي بود ولي گاهي هم مي خنديد.
در شركت نقشه كشي پلان كنتور با ØÙ‚وق ماهانه 1700 مارك Ùˆ 19 ساعت كار در Ù‡Ù�ته استخدام مي گردد.
يكي از همكاران سابقش مي گويد: هر چقدر هم كه اين وضع Ù�جيع باشد بايد Ú¯Ù�ت كه جز خا طرات خوب، چيزي از Ù…ØÙ…د به ياد نداريم.
سال 96 وي به ناگاه تمام ارتباطات خود را با دوستان انگشت شمار المانيش قطع مي كند... او ادم ديگري شده بود.
..... 11 سپتامبر ، �رودگاه بوستون، ساعت 5:45 ، پرواز شماره 11 امريكن اير لاينز، .....
تنها چيزهايي كه از وي ماند دو تا از ساكهايش بود كه در �رودگاه بوستون جا مانده بود:
يك نوار ويدئويي مربوط به شبيه سازي پرواز، يك كتاب دعا و يك وصيت نامه به زبان عربي كه وي در ان از خود به عنوان شهيد ياد كرده بود:
شهيد Ù…ØÙ…د عطا!!!ØŸ
... نگاه امروز ما به Ù�وتبال Ùˆ يا هر چيز ديگر همان نگاهي نيست كه يك دهه پيش يا ØØªÙŠ Ú†Ù†Ø¯ سال پيش داشتيم، امروز ما جور ديگري نگاه مي كنيم Ùˆ جور ديگري Ù�كر مي كنيم Ùˆ بلاژويچ زماني به ايران امد كه اين تØÙˆÙ„ اغاز شده بود.
دليل اينكه امروز پس از شكست تيم ملي در راه جام جهاني بلاژويچ هنوز از اعتبار اجتماعي در نزد ايرانيان برخوردار است را نبايد در واژه هايي از اين دست دانست: او خارجي است ، رنگ چشمها و مو هايش با ما �رق مي كند!!!
... دليل Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ÙŠØª چيرو انرژي است كه در ØØ±Ù�ها Ùˆ رÙ�تار وي نهÙ�ته است.
... امروز نگاه ما عوض شده ، و اين گونه است كه مي گوئيم بلاژويچ خوشبخت است كه در �ضاي تازه سرزمين ما زندگي مي كند.
اگر هنوز هستند كساني كه نگاه ديگري دارند- (‌ Ùˆ نه نظر ديگري)-اÙ�كار عمومي Ùˆ ØµØ§ØØ¨Ø§Ù† نگاه تازه هم هستند Ùˆ ØØ¶ÙˆØ±Ø´Ø§Ù† موثرتر است.
بلاژويچ مي ماند Ùˆ ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø± برود ØŒ مي دانيم كه براي ماندنش هم استدلال منطقي داريم Ùˆ هم Ù�اكتورهاي ديگري كه انرژي چيرو Ùˆ Ù�ضاي تازه سرزمين ما پديد اورده است.
امروز چشمان ما تØÙˆÙ„اتي را مي بيند كه سالها به دنبالش بوديم.....
تØÙˆÙ„اتي كه چيرو قادر است انها را بوجود اورد، Ù�قط در شكل Ù�وتبال ما نيست، بلكه در Ù…ØØªÙˆØ§ نيز تاثير گذار است.
3: ا�. بي .اي مي گويد او اولين هواپيمايي را هدايت مي كرد كه به برجها برخورد كرد.
Ù…ØÙ…د عطا، دانشجويي ساعي ،تروريستي بي رØÙ…ØŒ مسلماني بنيادگرا، جواني تودار، مردي بي Ø§ØØ³Ø§Ø³ Ùˆ نهايتا كوهي از تناقض!
درسال 1968 در دلتاي نيل از پدر Ùˆ مادري ØªØØµÙŠÙ„ كرده متولد شد.
پدرش مي گويد:اين بچه Ù�وق العاده بود،هميشه خنده به لب داشت Ùˆ ارام Ùˆ زØÙ…تكش بود.
پس از اخذ ديپلم، در رشته معماري به ØªØØµÙŠÙ„ مي پردازد Ùˆ سرانجام با پذيرÙ�ته شدن در دانشگاه هامبورگ به المان مي رود.
استاد شهرسازي اين دانشگاه به ياد مي اورد: از ابتداي ورود الماني را خوب ØµØØ¨Øª مي كرد ØŒ سخت كوش Ùˆ جدي بود ولي گاهي هم مي خنديد.
در شركت نقشه كشي پلان كنتور با ØÙ‚وق ماهانه 1700 مارك Ùˆ 19 ساعت كار در Ù‡Ù�ته استخدام مي گردد.
يكي از همكاران سابقش مي گويد: هر چقدر هم كه اين وضع Ù�جيع باشد بايد Ú¯Ù�ت كه جز خا طرات خوب، چيزي از Ù…ØÙ…د به ياد نداريم.
سال 96 وي به ناگاه تمام ارتباطات خود را با دوستان انگشت شمار المانيش قطع مي كند... او ادم ديگري شده بود.
..... 11 سپتامبر ، �رودگاه بوستون، ساعت 5:45 ، پرواز شماره 11 امريكن اير لاينز، .....
تنها چيزهايي كه از وي ماند دو تا از ساكهايش بود كه در �رودگاه بوستون جا مانده بود:
يك نوار ويدئويي مربوط به شبيه سازي پرواز، يك كتاب دعا و يك وصيت نامه به زبان عربي كه وي در ان از خود به عنوان شهيد ياد كرده بود:
شهيد Ù…ØÙ…د عطا!!!ØŸ
